خودم رو میذارم جای مادری که بچه‌ش، پاره‌تنش، کسی که یه عمر زحمتش رو کشیده تا بزرگ شه، کسی که براش هزار هزار تا آرزو داره، به خاطر نافهمی، هیجان بی‌جا و مواردی که واقعا دلیل و هدفشونو نمیدونه، رفته تظاهرات و جو‌های متشنج این شکلی... سخت نگران و مضطرب میشم، انبوهی از "نکنه" ها به ذهنم میان و کاری جز انتظار کشیدن برای سالم برگشتنش از دستم برنمیاد!




+ این یک مطلب سیاسی نیست، یک مطلب عاطفی ست...
++ مراقب خودتون و مادراتون باشید این روزها
+++ دو روز دیگه همه این بساط‌ها بدون نتیجه جمع میشن و فقط خانواده‌هایی میمونن که بچه‌هاشونو از دست دادن یا آواره این زندان اون زندان هستن